فونه گات می‌گوید: "ما همان چیزی هستیم که به آن تظاهر می‌کنیم، پس همیشه باید مواظب باشیم، ببینیم به چه چیزی تظاهر می‌کنیم."

 

آنجایی  که این حرف را زده، در کتاب شب مادر، بدجور حرف درستی است. ما همان می‌شویم که دیگران از ما برداشت می‌کنند. ما مسئول نقش‌هایی هستیم که بازی می‌کنیم. ولی این همان شدن بیرونی است. در درون خودمان به این نتیجه نمی‌رسیم. همواره می‌دانیم که یک نقاب روی چهره ماست. وقتی به آن چیزهایی که دلمان می‌خواهد باشیم تظاهر می‌کنیم، شاید دیگران باور کنند ولی خودمان هیچ وقت نمی‌توانیم این تظاهر را باور کنیم. می‌توانیم؟

/ 6 نظر / 3 بازدید
اژدهای غمگین

سلام. وبلاگ داستانهای تخیلی من و اژدها آپدیت شد. سری هم به ما بزن

شبنم

خوب سارا جون من همین امروز نظرمو گفتم نسبت بهت . شاید لازم نباشه دیگه تکرارشون کنم .

شبنم

ها این فونه گات دزد !!! این پیر مرد داستان منو دزدید . ای دزد . طی سفری که به ایران داشت با هم ملاقات کردیم و داستان تو بی اور نات تو بی من رو دزدید . ها من رسما ازش شکایت می کنم .

شبنم

ها راستی تو خجالت نمی کشی ها ؟ نه اسم وبلاگ قدیمیمو عوض کردی بعد ۶۰ سال نه وبلاگ جدیدمو لینک کردی . ها بذار یکم دعوات کنم دلم خنک شه !

دختربارانی

هوم! مگه مهمه؟ که درونمون چی هست و چی دلمون میخواد که باشیم؟ مردم بیرون مارو می‌بینن. از روی همون قضاوتمون می کنن..از روی همون به صلابه مون می‌کشن...اصلن مهم نیست! از یک طرف هم فکر می‌کنم، نباید نقاب داشته باشیم. باید هر چی رو که هستیم بی نقاب نشون دیگرون بدیم. شاید خوششون نیاد و شاید تنها و مهجور بشیم، ولی خب مهم نیست! حداقل خیال خودمون راحته

عبداله

سلام درسته که وب ما وزن و سنگینی لازم رو واسه خونذن مطالبش نداره اما به هر حال به ای فقیر فقرا ها هم سر زدن کار بدی نیست ها. راجع به این پست:"انسان دشواری وظیفه است"از شاملو