بهای يک رويا!

سخنان زير از زبان انوشه انصاري است.بالاخره پاي ايراني ها هم به فضا باز شد.سخنان جالب و قابل تاملي هستند:

شما حاضرید چقدر برای تحقق رویاهای خود بپردازید؟ آیا رویایتان ارزش حقوق یک ماه شما را دارد؟ یا شاید حقوق یک سال؟ شاید بهایآن به اندازه پساندازی باشد که برای دانشگاه فرزندتان کنار گذاشتهاید. آیا به اندازه تمام حقوق بازنشستگی شما میارزد؟ به از دست دادن عضوی از بدنتان چه طور؟ آیا ارزش آن را دارد که برای آن بمیرید؟ قیمت واقعی یک رویا به راستی چقدر است؟
من جوابی برای این پرسش ندارم اما گمان می
کنم پاسخ این پرسش برای هر شخصی متفاوت باشد. برای خود من ، همیشه آماده بودم و هنوز هم هستم که زندگی خود را در بهای تحقق رویاهایم بپردازم.
یک بار شخصی از من پرسید :«آیا اگر بدانی تمام مراحل سفری که پیش رو داری با خطر همراه است، بازهم ادامه می
دهی؟» و من به او پاسخ دادم من حتی اگر می دانستم که این سفر هیچ بازگشتی ندارد و یک بلیط یک طرفه خواهد بود، لحظهای در سفر خود تردید نمیکردم. به هر حال برای آژانس فضایی روسیه چیزی که مهم است پولی است که پرداخت میکنم و زندگی من در درجه دوم قرار دارد اما به هر حال من این سفر را انجام خواهم داد.

اما پول من از کجاآمده است؟ به شما میگویم. از کار سخت، از ریسکهایی غیر قابل باور و فداکردن بسیاری از چیزها که من و خانوادهام برای به دست آوردن هدف مشترکمان از دست دادیم.

آیا ما حق داریم با پولی که به دشواری به دست آوردهایم چنین کنیم ؟ من فکر کنم این اجازه را داشته باشیم! اما آیا این به آن معنی است که من نسبت به آنچه در جهان اطرافم میگذرد بی تفاوت هستم و به آنها اهمیت نمیدهم ؟ خوب اگر چنین فکری میکنید بد نیست بیشتر مرا بشناسید و خودتان تصمیم بگیرید.

من مایلم بخشی از طرز تفکر و اندیشههایم را در معرض قضاوت شما قرار دهم. بخشی از نگاه من به زندگی که مربوط به چگونگی تصمیمگیری برای پولهایتان است. من میخواهم به شما بگویم که چگونه میتوانید برای خرج کردن ثروت خود اندیشه کنید تا مابهازای آن تغییری بزرگ به وجود آورید.  تغییری بزرگ!

بیایید فرض کنیم شما می خواهید به درمان سرطان کمک کنید. آیا شما برای بیماران دوا میخرید؟ آیا مراکزی برای حمایت از بیماران سرطانی میسازید؟ آیا این هزینه را به یک دانشگاه میپردازید تا برروی سرطان تحقیق کند؟ و یا اینکه به دنبال بزرگترین عامل شکلگیری سرطان میروید و سعی میکنید ان را ریشهکن کنید؟

می بینید که راههای زیادی برای مواجهه با این مساله وجود دارد و این دست شما است که کدام راه را برگزینید. ممکن است راهی را انتخاب کنید که منجر به کمک به یک گروه کوچک و در یک زمان محدود شود و یا یا تصمیم به انجام کاری زمانبرو پرهزینه بگیرید که به شناخت و حل عمومی مشکل سرطانکمک میکند.شخصا من همیشه راه دوم که انجام فعالیتهای بنیادی برای شناخت و حل ریشهای مشکل است را انتخاب میکنم.

من به کودکان گرسنه عذا نمیدهم نه به این دلیل که گرسنگی آنها برایم مهم نیست بلکه به این دلیل که غذا دادن به 100، 1000 یا 100 هزار نفر مشکل را حل نمیکند. در حالیکه یکی از ریشههای اصلی گرسنگی به مسائلی نظیر خشکسالی و استفاده از روشهای غلط کشت و کار بر میگردد و آیا شما میدانید تحقیقات فضایی چه کمک عظیمی به ایجاد تغییر در شرایط کشت وزدودن آفت از محصولات کشاورزی میکند؟
دانشمندان فضایی ممکن است متخصص میکروبیولوژی، مهندسی، علوم تغذیه، شیمی، گیاه
شناس یا موارد دیگری باشند که با هم همکاری میکنند تا راههایی را بیابند که به رشد بهتر در زمین و مدار منجر شود.آنها به دنبال یافتن راهی هستند تا بتوانند مواد خام قابل بازیافت را برای استفاده در زمین یا ماه و یا سایر سیارات به دست آورند و به راه حلهایی برای حفظ و حراست از محیط زیستمان نائل گردند.
من امیدورام بتوانم مردمان بیشتری را تشویق کنم تا وارد این شاخه
های علمی شوند و راههایی را پیدا کنند تا محصولات را از خطر نابودی محافظت کنند و راههای بهتری را بیابند که مردم هیچگاه گرسنه نشوند.

در عین حال ممکن است شما هم با من هم عقیده باشید که بخشی از گرسنگی ملتها به دلیل وقوع جنگها است. من علاوه بر این فکر میکنم بسیاری از مردم به گرسنگی دچار میشوند نه تنها برای اینکه کمبود غذا یا کمکهای بینالمللی برای آنها وجود دارد بلکه به این دلیل که سیستمهای مناسب و همینطور درستکاری برای رساندن غذای موجود به دست بچههای گرسنه وجود ندارد.
تنها راهی که برای حل این مشکل وجود دارد این است که آموزش کاملی برای جوانانمان مهیا کنیم تا به متفکرین آزاد
اندیشی تبدیل شوند. تا به مردمانی تبدیل شوند که اصول و استانداردهای اخلاقیآنها را دیگران ننوشتهاند بلکه این استاندارد بر آگاهی آنها استوار است و مردمانی هستند که هنگامه نیاز به تغییر را احساس میکنند و برای انجام دادن این تغییرات اساسی بر مبنای تصور خود آماده هستند. و این پیامی است که من قصد دارم به گوش مردم جهان برسانم.

من از بنیادها و موسساتی نظیر X-Prize و بنیاد ASHOKA حمایت میکنم به این دلیل که آنها به دنبال تغییرات کوچک در جوامع کوچک نیستند بلکه آنها در پی ایجاد تغییراتی بزرگ در جهان و ساختن محلی بهتر برای زندگی مردم میباشند.

بهای یک رویا چقدر است...؟ برای من گذاشتن پول و تمام زندگیام در جایی که لازم است.

پ ن: شعري از نانسي سيمس:

از كنار آنچه با قلب تو نزديك است آسان مگذر

بر آنها  چنگ در انداز آنچنان كه بر زندگي خويش

كه بي حضور آنان، زندگي مفهوم خود را از دست مي دهد.

برخيزو بي هراس خطر كن، در هر فرصتي بياويز.

هم بدين سان است كه به مفهوم شجاعت دست خواهي يافت.

روياهايت را فرو مگذار، كه بي آنان زندگي را اميدي نيست

و بي اميد زندگي را آهنگي نباشد

 

/ 0 نظر / 3 بازدید