برای آنها که رد پایشان را در قلبم جا گذاشتند.

 

در حقیقت دل من هیچگاه خیلی شلوغ نبوده.عده ای بودند که وارد شدند ، جا خوش کردند و وقتی رفتند جای پایشان را پر کردم. هرچند برجستگی هایش مثل آسفالت های لکه گیری شده خیابانها باقی ماند. بعد دیگر مراقب بودم ، به هیچ کس اجازه نمی دادم اولین قدمش را محکم روی قلبم بگذارد. همین شد که بازه زمانی به اوج رسیدن روابط دوستانه ام یک مقدار طولانی شد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

برخی هستند که چه آن سوی دنیا باشند و جواب سلامت را با پنج ثانیه تاخیر بدهند و چه در همین شهر کناری باشند و یک روز در میان صدایشان را بشنوی ، به هر حال اگر فال ورق بگیری قلبت کنار قلبشان در می آید. هیچ چاره دیگری هم نداری.

 

برخی هستند که حتی اگر دانشجویند و از تلفن خوابگاه نمی توانند زنگ بزنند، می نویسند که : sms  بهانه است ، دلم برات تنگ شده.

 

برخی هستند که هر وقت "غزلک" گوش می دهند یاد تو می افتند و هر بار که زنگ می زنند تو یاد بی معرفتی خودت می افتی.

 

برخی هستند که وقتی بعد از یک سال می بینیشان هیچ تغییری نکرده اند. همان قدر صفا و صمیمیت دارند که داشتند.

 

برخی هستند که زندگی متفاوت ، دانشگاه متفاوت و بالاخره شهرهای متفاوت تو را از آنها دور کرده ولی همان شاید سالی یکبار دیدنشان مغتنم و به یاد ماندنی است. افتخاری است حفظ یک ارتباط دوازده ساله...

 

و خیلی ها هستند که خودشان رفته اند ولی رد پایشان باقی مانده. لذت صحبتشان ، زیبایی اندیشه شان و عمق تفکرشان.

 

و خیلی ها هم هستند که در واقع نیستند ولی مگر می شود بودنشان را انکار کرد؟ حضور مجازیشان در تارها و تورهای اینترنت آنچنان صمیمانه وجود دارد که رد پایشان هرلحظه عمیق تر می شود.

 

و یک نفر هم هست که خواهرت است. و یک نفر که برادرت است. بیش از همه دنیا دوستشان داری ،حتی اگر با آنها علایق یکسان ، احساسات یکسان و سرگرمیهای یکسان نداشته باشی. حتی اگر عاشقانه تو را بخواهند و تو دریغ کنی و یا اگر خیلی خیلی بیشتر از تو از شناخته شدن بترسند.

 

/ 10 نظر / 10 بازدید
سعيده

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود وکيلم دلم حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و................. محکوم شدم به مرگ........................... کنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم (( * به او بگوييد که دوستش دارم راستي به ما هم سر بزن اكه بخواي ميتونيم لينك مبادله كنيم

niloofar

salam sara joon khosh halam kardi omidvaram dar har rahi gam migzari pirooz bashi ...rasti ye aks begzar az khodet nemikhay az man bezar !

نازنین

سلام دخترخاله خوبم سارا جون خوشحالم که دوباره اومدی و داری می نويسی هميشه ادامه بده و محکم باش وبا فراغ بال بنويس موفق باشی لينکت را ميگذارم

شبنم

در دريچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع . اما عشق وارد شد و گفت : من بی سوادم !! منم بهش گفتم : خجالت نمی کشی با اين سن و سال بی سوادی ؟ بد بخت پس چه طوری نون می خوری . گفت : هيچی بابا ميريم سر چار را ابادان اسپند دود می کنيم منم ادرس بش دادم بره شبانه بخونه لا اقل اينجوری جوون مردمو بيچاره نکنه . بی ادب بی اجازه وارد می شه

شبنم

ساکت و تنها چون کتابی در مسیر باد می خورد هر دم ورق اما هیچ کس او را نمی خواند برگ ها را میدهد بر باد میرود از یاد هیچ چیز از اونمی ماند بادبان کسی او در مسیر باد مقصدش هر جا که بادابادا بادبان را نا خدا باد است لیک او را هم خدا ، هم نا خدا باد است

سميه

سلام سارا چشم قشنگه

آزاده

سلام خانم مهندس چرا تو اينقدر ماهی جيگر

سارا

سلام به همه دوستان عزيز.. اميدوارم هميشه شما رو اينجا ببينم مرسی بابت وقتی که گذاشتيد

نازنین

سلام تولدت مبارک ببخشيد که دير بهت تبريک ميگم اميدوارم هميشه شاد و خوش و سلامت باشی انشاءالله تولد صدو بيست سالگی با نوه ونتيجه ها و عروس و دومادها .... خوش باشی فدات

آزاده و سميه

تولدت مبارک مگه ۱۱/۴ نيستی؟ چرا اين دوستت گفته دير شده؟ اگر دير شده ببخشيد. ما فکر می کرديم ۱۱/۴ ستاره ای درخشيده و ماه مجلس ما شده. ماچ ماچ ماچ ماچ ماچ چشم قشنگه به عنوان کادوی تولد: ۱) روی برگ گل نوشتم سارا دوستت دارم ولی افسوس که تو مثل بز آن را خوردی ۲ ) در زندگی برای رسيدن به آزادی راههای مختلفی وجود دارد فقط باید بهای آن را پرداخت: از رسالت ۵۰۰ تومان و از تجريش ۱۰۰۰ تومان و از انقلاب ۳۰۰ تومان و از اهواز هم نمی برند.